السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

56

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

روايت مسلم : گويد : « رسول خدا ( ص ) از كنار قومى كه در حال تلقيح نخل خرما بودند عبور كرد و گفت : « اگر آنها را تلقيح نكنيد نيكو مىشوند . » آنها دست از تلقيح كشيدند و خرماها آفت زده و ناقص شدند و پيامبر گفت : « شما به امور دنياى خود داناتريد . » « 1 » ونيز روايت كرده‌اند كه : « رسول خدا ( ص ) به آواز دختركانى از انصار گوش فرا داد و ابوبكر آنها را براند . » . « 2 » ومسلم روايت كند كه : « رسول خدا ( ص ) عايشه را بر دوش خود سوار كرد تا حبشيانى را كه در مسجد نمايش مىدادند تماشا كند و عمر آنها را براند . » . « 3 » و در روايت ترمذى گويد : « ناگهان عمر ظاهر شد و مردم پراكنده شدند و رسول خدا ( ص ) گفت : « مىبينم كه شياطين جن و انس از عمر فرار مىكنند ! » « 4 » و در روايت ديگرى گويد : « هنگام بازگشت رسول خدا از يكى از غزوات ، كنيزكى سياه پوست دف مىزد و آواز مىخواند كه عمر وارد شد و او دف را بر زير . . . خود نهاد و روى آن نشست و رسول خدا ( ص ) گفت : « عمر ! همانا شيطان از تو مىترسد . » . « 5 »

--> ( 1 ) - صحيح مسلم ، كتاب الفضائل . سنن ابن‌ماجه باب تلقيح النخل . ( 2 ) - صحيح بخارى ، كتاب فضائل اصحاب النبى و كتاب العيدين . صحيح مسلم كتاب صلاة العيدين ، باب الرخصة فى لعب يوم العيد . ( 3 ) - صحيح مسلم ، كتاب صلاة العيدين باب الرخصة فى اللعب حديث 18 - 22 . ( 4 ) - سنن ترمذى ، ابواب المناقب باب مناقب عمر . ( 5 ) - همان و مسند احمد ، ج 5 ص 353 . ما اين روايات را در جزء 2 و 3 و 4 و 5 نقش ائمه آورده و اشكالات آنها را يادآور شده‌ايم .